ابو القاسم راز شيرازى
546
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
معرفت و توحيد ، حلم مىنمايند در مقابل افعال و اقوال و ناهنجاريهاى اشقيا و جهّال ، و اعتراض نمىفرمايند بر آنها ؛ زيرا كه تسليم دارند واردات الهيّه را كه از مظاهر لطف و قهر او - برحسب تقدير - بر ايشان وارد مىشود . فلهذا حلم ، از خصايص اهل معرفت و توحيد است ، دون سائر النّاس : « عاشقم بر لطف و بر قهرش به جِدّ * بوالعَجَب ! من عاشقِ اين هر دو ضدّ » « 24 » « فاغتنم ذلك ، و كن من الشّاكرين » « 25 » . بعد از آن ، حضرت امام ص بيان مواضع حلم را مىفرمايد ؛ و مواضع آن پنج است : اوّل آنكه شخص عزيز باشد ، پس ذلّت عارض او شود ؛ و در اين موضع مىبايد حلم ورزد و اضطراب را ترك نمايد ، و چنين داند كه عزّت و ذلّت به دست حقّ تعالى است ، كه : تُعِزُّ مَنْ تَشاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ « 26 » . و تسرّع در طلب عزّت نيز ننمايد كه عزّت اكتسابى نيست ، و اضطراب در ذلّت و تسرّع در طلب عزّت ، شخص را از صفت حلم بيرون مىآورد : « عزيزان را عزيزىْ او دهد ، او * به هر ناچيز ، چيزى او دهد ، او » « 27 » بعد اگر عزّت يابد ، به لوازم آن كه دستگيرى خلق خداست ، به جاه و عزّت خود عمل نمايد ؛ و اگر ذلّت بيند ، به لوازم حلم كه تأنّى و اطمينان و شكر است عمل فرمايد ، تا اين خلق حسن در او راسخ و ثابت گردد .
--> ( 24 ) - . . . اى عجب . . . : « مثنوى معنوى » : دفتر اوّل : 33 ( 25 ) - پس اين را غنيمت دان و از شكرگزاران باش ! ( 26 ) - عزّت و سرافرازى مىبخشى هركه را بخواهى و خوار مىگردانى هركه را بخواهى ، به دست توست هر خير ، و توئى كه بر همه چيز توانائى : سورهء 3 آيهء 26 ( 27 ) - « ديوان وحشى بافقى » : مثنوى فرهاد و شيرين : 494 ( با تقدّم و تأخّر در مصراعها )